۱۳۹۰ مهر ۵, سهشنبه
۱۳۹۰ شهریور ۲۴, پنجشنبه
۱۳۹۰ شهریور ۲۲, سهشنبه
این کجا و آن کجا – ايرج ميرزا
کارگر در زیر کار و دخترک در زیر یار هردو مینالند اما این کجا و آن کجا
یک منار در اصفهان و یک منار زیر پتو، هر دو جنبانند اما این کجا و آن کجا
دختر دروازه غار و دختر دریا کنار هردو عریانند اما این کجا و آن کجا
نو عروس در حجله و جنگجو در کاروزار، هردو خونینند اما این کجا و آن کجا
بند تنبان فاطی و کرست زی زی خانوم، هردو چسبانند اما این کجا و آن کجا
نیزه داران در مصاف و بیضه داران در لحاف، هردو در رزمند اما این کجا و آن کجا
خشت سازان در بیابان، عشقبازان در اتاق، هر دو میمالند اما این کجا و آن کجا
چرخ و دنده زیر ماشین، مردوزن زیر لحاف، هر دو در گیرند اما این کجا و آن کجا
میترا با روژ لب، مش حسن با ماله اش، هردو میمالند اما این کجا و آن کجا
بوسه های دلبر و نقل و نبات و با قلوا، هردو شیرینند اما این کجا و آن کجا
دانه فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه، هردو جانسوزند اما این کجا و آن کجا
چکمه خانم شهین و چکمه شمر لعین، هردو از چرمند اما این کجا و آن کجا
شکر مازندران و شکر هندوستان، هردو شیرینند اما این کجا و آن کجا
بچه در قنداق و آخوند در وطن هردو می رینند اما این کجا و آن کجا
۱۳۹۰ شهریور ۲۰, یکشنبه
۱۳۹۰ شهریور ۱۹, شنبه
۱۳۹۰ شهریور ۱۶, چهارشنبه
شربت گل" سمبول پناهندگی
شربت گل را اولين بار "استيو مک کوری" در1984 در يک کمپ پناهندگی در پاکستان ملاقات کرد. اين کمپ ها به کمک پاکستان ، عربستان سعودی و آمريکا ايجاد شده و مرکز مجاهدين افغانی بودند که با تجاوز شوروی مبارزه ميکردند. طالبان های جوان که با حمايت اين سه کشور در مدارس ويژه تربيت ميشد ند در اين کمپ ها نفوذ گسترده داشتند. از اين رو شربت گل که در آن هنگام کودک 13-12 ساله ای بيش نبود ، با آموزش های طالبانی پرورش يافت و هنوزپس از نزديک دو دهه به آنها باور دارد . وقتی در ژانویه سال گذشته استيو مک کوری او را پيدا کرد و بادشواری زياد موفق شد شوهر ، برادر و خانواده اش را به ملاقات مجدد با او راضی کند، او " ثبات و امنيتی" را که طالبانها آورده بودند، ستايش کرد. شربت گل هيچ اطلاعی از آن نداشت که تصوير به شدت اثر گذارش بر روی جلد نشريه ناشنال جيوگرافی که بعد ها بارها و بارها چاپ شده است ، ميليون ها نفر را بر خود خيره کرده و او را به يکی از شناخته شده ترين چهره های جهان تبديل کرده است. مک کوری ميگويد وقتی اين موضوع را به او گفتم به نظر ميرسيد شهرت هيچ اهميتی برای او ندارد ، اما وقتی به او گفتم تصوير او به سمبول ارزش ها و ايستادگی مردمش تبديل شده خوشحال شد و حاضر شد از او عکس جديدی بگيريم. به گفته مک کوری او ميخواست مردمی که تصوير او را ديده اند بدانند او از آن کمپ جان سالم به در برده است. اين کمپ را اکنون خراب کرده اند. او اولين ملاقاتش با مک کوری را هنگامی که کودکی بيش نبود به خاطر داشت، و به ياد آورد آنروز حجابی بر سر داشت که با آتش آشپزی سوراخ سوراخ شده بود.
اما برای تصوير شربت گل و علت تاثير گذاری اش تفسير های ديگری هست. چشمان او در آن تصوير درد ، ترس و در عين حال استقامت ، قدرت و زيبايی را منعکس ميکند. و مردمی که دهه ها در آتش جنگ سوخته اند، صرف نظر از آنکه در کدام نوع القائات رويای خودرا می بينند، به چه طريق ديگری ميتوانند به انسان بودن خود وفادار بمانند؟
شربت گل که تصويرش بسياری را ثروتمند کرده است، خود در نهايت فقر در يک روستا زندگی ميکند. او 4 دختر زاييده است که يکی از آنها هنگام نوزادی جان داده است. او که از پشتون هاست پس از مصاحبه دوم بار ديگر ناپديد شد. خانواده اش به مک کوری گفتند ديگر نمی خواهند با آنها تماس گرفته شود.۱۳۹۰ شهریور ۱۴, دوشنبه
ترکیه و ایران، کدام موفقتریم؟
علی شکوهی
این روزها شاهد اوج تحرک دیپلماتیک از سوی مقامات ترکیه هستیم و در مقابل، اوج رکود در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را شاهدیم. رخدادهای مهمی در کشورهای منطقه در حال وقوع است و ما در آن غایبیم و در مقابل، کشوری که تا دیروز برای مردم منطقه الگو نبود و در مشکلات درونی خود دست و پا میزد، اکنون در بسیاری از حوادث منطقهای موثر است و هم حضور جدی دیپلماتیک دارد و هم یک الگوی الهامبخش برای بسیاری از ملتها شده است. طبعا این امر نیازمند ریشهیابی و بررسی عمیق است اما بنده در این مختصر درصددم به این پرسش پاسخ بدهم که ما در اهداف انقلابمان موفقتریم یا ترکیه و مسئولان این کشور در اهدافی که برای خود برگزیدهاند؟
اول – چند سال قبل و بعد از مدتی که از روی کار آمدن اسلامگراها در ترکیه گذشت، سفری به این کشور داشتم و در محل سفارت جمهوری اسلامی با یکی از مشاوران اردوغان ملاقاتی صورت گرفت. وی – که از ذکر نامشان معذورم – نکات مهمی را برای تبیین چرایی مواضع اسلامگراهای ترکیه متذکر شد. یکی از این نکات مهم این بود که ما دیگر در صدد الگوبرداری از ایران اسلامی نیستیم. در سالهای اولیه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و تا سالها، ما فکر میکردیم که باید کاملا مدل جمهوری اسلامی را در ترکیه تکرار کنیم و به همین دلیل، اسلامگراهای این کشور حتی در نماد ظاهری مانند چادر هم از ایرانیها تقلید میکردند و در قونیه تظاهرات نزدیک به صدهزار زن و مرد ترک با نمادهای پوشش زنان و ظاهر مردان ایرانی بر پا میشد اما اکنون بعد از گذشت سالها و مشخص شدن خیلی از مسائل در ایران و در ترکیه، ما به این نتیجه رسیدیم که باید مدل و الگوی بومی خودمان را از اسلامگرایی برگزینیم و مدلهای دیگر در ترکیه جواب نمیدهد. وی تاکید داشت که شاید اسلام مطرح شده در ایران از خلوص بیشتری برخوردار باشد اما ما باید با توجه به شرایط خودمان دست به گزینش بزنیم و اکنون ما این مدل را برگزیدیم که در همین بستر سکولاریستی حاکم بر نظام سیاسی، مسلمان بودن را برای مردم این کشور آسان کنیم و این امکان را بوجود آوریم که مردم ما در همین نظام سیاسی غیرمذهبی، بتوانند دینی زندگی کنند و امکان داشتن حجاب و دیگر شعائر زیست مسلمانی برایشان فراهم شود. این هدف را هم در درجه اول با نشان دادن کارآمدی اسلامگراها در اداره کشور و سپس تغییر تدریجی قوانین مربوط به نظام سکولار به نفع مسلمانان پی خواهیم گرفت. در عرصه بینالمللی هم ما نمیتوانیم همان مواضعی را داشته باشیم که ایران دارد یعنی ما با آمریکا و اروپا دشمن نیستیم ولی در همین بستر مناسبات بینالمللی سعی در حمایت از مواضع مستقل کشورهای مسلمان را داریم و از جمله از موجودیت کشور فلسطین دفاع میکنیم و بتدریج از اسرائیل دور خواهیم شد.
این موارد را گفتم تا در ابتدا روشن شود که جریان اسلامگرایی که اکنون در ترکیه قدرتمند است و هم در عرصه داخلی و هم مناسبات جهانی، با ظرفیت بالایی ظاهر میشود، کدام اهداف را برای خود برگزیده است و کدامین روشها و تاکتیکهایی را برای موفقیت اسلامگرایان ترکیه مفید میداند. این که اسلام آنان چقدر با اسلام ایران نزدیک یا دور است، مسئله دیگری است اما یادمان نرود که ما در ایران برای موفقیت همین اسلامگرایان ترکیه تلاش و دعا میکردیم و پیروزی آنان را به نفع جبهه اسلامی منطقه میدانستیم و اکنون هم از شکست انتخاباتی آنها ناراحت میشویم.
دوم – ترکیه در داخل کشور از یک نظام لائیک برخوردار است و در گذشته از سوی حاکمان این کشور تلاش جدی صورت میگرفت تا برای جلوگیری از شکلگیری مجدد نظام خلافت – مشابه نظام خلافت در دولت عثمانی – از هرگونه ظهور و بروز مظاهر دینی از جمله حجاب زنان در محیطهای دانشگاهی و اداری جلوگیری شود. در مقابل، اسلامگرایان خواستار آزادی عمل دینداران در حفظ ظاهر دینی و برخورداری از همان آزادی و قدرت انتخابی بودند که لائیکها در اختیار داشتند. بنابراین از بستر دمکراسی فاصله نگرفتند ولی تلاش کردند که از نظام لائیک دور شوند و حافظان نظام لائیک از جمله سیاستمداران سنتی راست و چپ و نیز ارتش را از قدرت دور کنند و با تکیه بر رای مردم و عملکرد خود، موفق به این کار هم شدند. اینک با شکست مکرر سیاستمداران سنتی در رقابت با اسلامگراها و نیز دستگیری صدها نفر از ارتشیان که علیه دمکراسی موجود قصد توطئه داشتند و نیز با تصویب اصلاح قانون اساسی این کشور در همهپرسی اخیر و سرانجام به دلیل عملکرد خوب و کارآمد دولت اسلامگرا در حل مشکلات اقتصادی مردم، راه کاملا هموار است تا اسلامگرایان، قدرت خود را حفظ کنند و موفقتر از گذشته در داخل و خارج حاضر شوند. این محبوبیت با توجه به اقداماتی که اخیرا علیه اسرائیل در ترکیه صورت میگیرد، بیشتر هم خواهد شد چون مردم ترکیه ماهیتا از اسرائیل متنفرند و از فلسطین دفاع میکنند.
سوم – من کاری ندارم که اسلام مورد قبول اسلامگرایان ترکیه، چقدر به اسلام حقیقی نزدیک است اما بر این باورم که در مقایسه با اهدافی که انتخاب کردهاند، آنها از ما موفقترند و این را از نوع گرایش مردم ترکیه به دین ودینداری و میزان رضایت آنان از حاکمان و نیز برخورداری این کشور از دمکراسی و آزادی میتوان دریافت. همگان قبول دارند که میل به رعایت شعائر دینی از جمله حجاب در ترکیه هر روز بیش از گذشته میشود و جوانان از جمله زنان و دختران این کشور، با سرعت به سوی حجاب و انتخاب این نوع پوشش روی میآورند. دمکراسی و آزادی و امکان فعالیت احزاب و گروهها و انتشار کتاب و مطبوعات و برگزاری میتینگ و تظاهرات و … کاملا در این کشور وجود دارد. برای تغییر وضعیت داخلی و سیاستهای خارجی، یک روش تدریجی در پیش گرفته شده که حساسیت برانگیز نیست و واکنشهای تند به همراه ندارد. توسعه و پیشرفت این کشور از نظر اقتصادی در سالهای حاکمیت اسلامگراها چشمگیر است و باعث ایجاد تحول در جایگاه این کشور در منطقه شده است. سیاست خارجی این کشور از جمله برای نزدیکی و ادغام در اروپا – که خواست عمومی مردم این کشور است – بسیار موفق بوده و در مقایسه با رقیب منطقهای این کشور یعنی یونان، وضعیت ترکیه بسیار خوب و مناسب شده است. ترکیه در سالهای قبل، هیچگاه موقعیت و تاثیر منطقهای نداشت و نمیتوانست برای کشورهای اسلامی و مردمشان، الگو ارائه کند اما اکنون بسیاری از نهضتهای منطقه از جمله اسلامگرایان تونس و مصر و دیگر کشورها، از الگوی ترکیه برای نظام سیاسی آینده کشور خود سخن میگویند. اکنون موقعیت این کشور در میان کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی بسیار برجسته است. پیشتازی این کشور در حمایت از غزه و فلسطین و اقداماتی از جمله ایجاد کاروان آزادی، حمله نخست وزیر ترکیه به نخست وزیر اسرائیل در یک کنفرانس رسمی، اقدام ترکیه به اخراج سفیر اسرائیل، سفر اردوغان به غزه با اسکورت نیروی دریایی این کشور، حمایت از مبارزات اسلامی – آزادیخواهانه مردم منطقه از جمله مردم سوریه، پیشتازی در کمک به مردم سومالی از جمله با سفرهای مکرر مقامات ترکیهای به این کشور و مواردی از این دست، جملگی توفیق سیاست خارجی ترکیه را نشان میدهد.
چهارم – این موارد دلیل برتری سیاست خارجی این کشور در قیاس با مواضع جمهوری اسلامی ایران نیست اما نشاندهنده نتیجهبخش بودن این اهداف و سیاستها برای تامین منافع ملی ترکیه است. ترکیه در دشمنی با آمریکا، چیزی به دست نمیآورد و این کشور اساسا آمریکا را دشمن تلقی نمیکند. بسیاری از دولتها و مردم منطقه هم این گونه میاندیشند چون پیشینه مناسباتشان با این کشور مشابه مناسبات ما با آمریکا نبوده است. به همین دلیل، اینک ترکیه در بستر مواضع تازه آمریکا به پیش میرود و با سیاستهای این کشور همراهی نشان میدهد. اوباما هم ترکیه را به عنوان الگویی برای کشورهای عربی منطقه معرفی میکند چون میخواهد در مقابل مدلی که ایران از آن سخن میگوید ترکیه را مطرح کند که هم گرایش اسلامی از خود بروز میدهد و هم سیاست اخیر آمریکا برای ایجاد دو کشور اسرائیلی و فلسطینی را تایید میکند و هم از سیاستهای اوباما برای ایجاد تغییر در کشورهای عربی حمایت میکند. این کشور اکنون بهترین الگو برای آمریکاست چون با سیاستهای واشنگتن هیچ تعارضی ندارد، پایگاه در اختیار ناتو قرار میدهد و خود را به اروپا نزدیکتر میکند، در مقابل ایران اسلامی هم مدلی از تلفیق دین و دمکراسی جلوه میکند در حالی که در مدل جمهوری اسلامی، دمکراسی رنگ باخته است، سیاست مهار اسرائیل و نه محو این کشور را که ترکیه پی میگیرد مورد قبول آمریکاست و خلاصه اکنون آمریکا بهتر از ترکیه نمیتواند الگویی برای کشورهای منطقه ارائه کند.
ما اگر به اصول مردمسالاری دینی به صورت جدی پایبند بودیم، آزادی مخالف را به رسمیت میشناختیم، قانون اساسی کشور را به صورت کامل اجرا میکردیم، الگوی جمهوری اسلامی را در همه ابعادش به نمایش میگذاشتیم، از عقلانیت بیشتری در مناسبات جهانی بهره میگرفتیم و به انزوای خودمان کمک نمیکردیم، مدیران ناکارآمد و بیتجربه را جایگزین مدیران استراتژیک و باتجربه نمیکردیم و توسعه و پیشرفت کشور را عملیاتی میکردیم، عدالت را نه در شعار بلکه به صورت یک برنامه به نمایش در میآوردیم و … امروز میتوانستیم الگوی مناسب و همهجانبه برای تحولات منطقه تلقی شویم. متاسفانه مسائل پیش آمده در دو سال گذشته، ایران را از موضع ابرقدرتی ایدئولوژیک و سیاسی خارج کرده و الگو بودن جمهوری اسلامی را دچار خدشه کرده است و به همین دلیل است که مخالفان دولتها در بسیاری از کشورهای عربی، سعی در این دارند که حساب خودشان را از جمهوری اسلامی جدا بدانند و شاید به همین دلیل است که الگوی ترکیه در این روزها، مقبولتر افتاده است.
منبع: نقد زمانه
این روزها شاهد اوج تحرک دیپلماتیک از سوی مقامات ترکیه هستیم و در مقابل، اوج رکود در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را شاهدیم. رخدادهای مهمی در کشورهای منطقه در حال وقوع است و ما در آن غایبیم و در مقابل، کشوری که تا دیروز برای مردم منطقه الگو نبود و در مشکلات درونی خود دست و پا میزد، اکنون در بسیاری از حوادث منطقهای موثر است و هم حضور جدی دیپلماتیک دارد و هم یک الگوی الهامبخش برای بسیاری از ملتها شده است. طبعا این امر نیازمند ریشهیابی و بررسی عمیق است اما بنده در این مختصر درصددم به این پرسش پاسخ بدهم که ما در اهداف انقلابمان موفقتریم یا ترکیه و مسئولان این کشور در اهدافی که برای خود برگزیدهاند؟
اول – چند سال قبل و بعد از مدتی که از روی کار آمدن اسلامگراها در ترکیه گذشت، سفری به این کشور داشتم و در محل سفارت جمهوری اسلامی با یکی از مشاوران اردوغان ملاقاتی صورت گرفت. وی – که از ذکر نامشان معذورم – نکات مهمی را برای تبیین چرایی مواضع اسلامگراهای ترکیه متذکر شد. یکی از این نکات مهم این بود که ما دیگر در صدد الگوبرداری از ایران اسلامی نیستیم. در سالهای اولیه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و تا سالها، ما فکر میکردیم که باید کاملا مدل جمهوری اسلامی را در ترکیه تکرار کنیم و به همین دلیل، اسلامگراهای این کشور حتی در نماد ظاهری مانند چادر هم از ایرانیها تقلید میکردند و در قونیه تظاهرات نزدیک به صدهزار زن و مرد ترک با نمادهای پوشش زنان و ظاهر مردان ایرانی بر پا میشد اما اکنون بعد از گذشت سالها و مشخص شدن خیلی از مسائل در ایران و در ترکیه، ما به این نتیجه رسیدیم که باید مدل و الگوی بومی خودمان را از اسلامگرایی برگزینیم و مدلهای دیگر در ترکیه جواب نمیدهد. وی تاکید داشت که شاید اسلام مطرح شده در ایران از خلوص بیشتری برخوردار باشد اما ما باید با توجه به شرایط خودمان دست به گزینش بزنیم و اکنون ما این مدل را برگزیدیم که در همین بستر سکولاریستی حاکم بر نظام سیاسی، مسلمان بودن را برای مردم این کشور آسان کنیم و این امکان را بوجود آوریم که مردم ما در همین نظام سیاسی غیرمذهبی، بتوانند دینی زندگی کنند و امکان داشتن حجاب و دیگر شعائر زیست مسلمانی برایشان فراهم شود. این هدف را هم در درجه اول با نشان دادن کارآمدی اسلامگراها در اداره کشور و سپس تغییر تدریجی قوانین مربوط به نظام سکولار به نفع مسلمانان پی خواهیم گرفت. در عرصه بینالمللی هم ما نمیتوانیم همان مواضعی را داشته باشیم که ایران دارد یعنی ما با آمریکا و اروپا دشمن نیستیم ولی در همین بستر مناسبات بینالمللی سعی در حمایت از مواضع مستقل کشورهای مسلمان را داریم و از جمله از موجودیت کشور فلسطین دفاع میکنیم و بتدریج از اسرائیل دور خواهیم شد.
این موارد را گفتم تا در ابتدا روشن شود که جریان اسلامگرایی که اکنون در ترکیه قدرتمند است و هم در عرصه داخلی و هم مناسبات جهانی، با ظرفیت بالایی ظاهر میشود، کدام اهداف را برای خود برگزیده است و کدامین روشها و تاکتیکهایی را برای موفقیت اسلامگرایان ترکیه مفید میداند. این که اسلام آنان چقدر با اسلام ایران نزدیک یا دور است، مسئله دیگری است اما یادمان نرود که ما در ایران برای موفقیت همین اسلامگرایان ترکیه تلاش و دعا میکردیم و پیروزی آنان را به نفع جبهه اسلامی منطقه میدانستیم و اکنون هم از شکست انتخاباتی آنها ناراحت میشویم.
دوم – ترکیه در داخل کشور از یک نظام لائیک برخوردار است و در گذشته از سوی حاکمان این کشور تلاش جدی صورت میگرفت تا برای جلوگیری از شکلگیری مجدد نظام خلافت – مشابه نظام خلافت در دولت عثمانی – از هرگونه ظهور و بروز مظاهر دینی از جمله حجاب زنان در محیطهای دانشگاهی و اداری جلوگیری شود. در مقابل، اسلامگرایان خواستار آزادی عمل دینداران در حفظ ظاهر دینی و برخورداری از همان آزادی و قدرت انتخابی بودند که لائیکها در اختیار داشتند. بنابراین از بستر دمکراسی فاصله نگرفتند ولی تلاش کردند که از نظام لائیک دور شوند و حافظان نظام لائیک از جمله سیاستمداران سنتی راست و چپ و نیز ارتش را از قدرت دور کنند و با تکیه بر رای مردم و عملکرد خود، موفق به این کار هم شدند. اینک با شکست مکرر سیاستمداران سنتی در رقابت با اسلامگراها و نیز دستگیری صدها نفر از ارتشیان که علیه دمکراسی موجود قصد توطئه داشتند و نیز با تصویب اصلاح قانون اساسی این کشور در همهپرسی اخیر و سرانجام به دلیل عملکرد خوب و کارآمد دولت اسلامگرا در حل مشکلات اقتصادی مردم، راه کاملا هموار است تا اسلامگرایان، قدرت خود را حفظ کنند و موفقتر از گذشته در داخل و خارج حاضر شوند. این محبوبیت با توجه به اقداماتی که اخیرا علیه اسرائیل در ترکیه صورت میگیرد، بیشتر هم خواهد شد چون مردم ترکیه ماهیتا از اسرائیل متنفرند و از فلسطین دفاع میکنند.
سوم – من کاری ندارم که اسلام مورد قبول اسلامگرایان ترکیه، چقدر به اسلام حقیقی نزدیک است اما بر این باورم که در مقایسه با اهدافی که انتخاب کردهاند، آنها از ما موفقترند و این را از نوع گرایش مردم ترکیه به دین ودینداری و میزان رضایت آنان از حاکمان و نیز برخورداری این کشور از دمکراسی و آزادی میتوان دریافت. همگان قبول دارند که میل به رعایت شعائر دینی از جمله حجاب در ترکیه هر روز بیش از گذشته میشود و جوانان از جمله زنان و دختران این کشور، با سرعت به سوی حجاب و انتخاب این نوع پوشش روی میآورند. دمکراسی و آزادی و امکان فعالیت احزاب و گروهها و انتشار کتاب و مطبوعات و برگزاری میتینگ و تظاهرات و … کاملا در این کشور وجود دارد. برای تغییر وضعیت داخلی و سیاستهای خارجی، یک روش تدریجی در پیش گرفته شده که حساسیت برانگیز نیست و واکنشهای تند به همراه ندارد. توسعه و پیشرفت این کشور از نظر اقتصادی در سالهای حاکمیت اسلامگراها چشمگیر است و باعث ایجاد تحول در جایگاه این کشور در منطقه شده است. سیاست خارجی این کشور از جمله برای نزدیکی و ادغام در اروپا – که خواست عمومی مردم این کشور است – بسیار موفق بوده و در مقایسه با رقیب منطقهای این کشور یعنی یونان، وضعیت ترکیه بسیار خوب و مناسب شده است. ترکیه در سالهای قبل، هیچگاه موقعیت و تاثیر منطقهای نداشت و نمیتوانست برای کشورهای اسلامی و مردمشان، الگو ارائه کند اما اکنون بسیاری از نهضتهای منطقه از جمله اسلامگرایان تونس و مصر و دیگر کشورها، از الگوی ترکیه برای نظام سیاسی آینده کشور خود سخن میگویند. اکنون موقعیت این کشور در میان کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی بسیار برجسته است. پیشتازی این کشور در حمایت از غزه و فلسطین و اقداماتی از جمله ایجاد کاروان آزادی، حمله نخست وزیر ترکیه به نخست وزیر اسرائیل در یک کنفرانس رسمی، اقدام ترکیه به اخراج سفیر اسرائیل، سفر اردوغان به غزه با اسکورت نیروی دریایی این کشور، حمایت از مبارزات اسلامی – آزادیخواهانه مردم منطقه از جمله مردم سوریه، پیشتازی در کمک به مردم سومالی از جمله با سفرهای مکرر مقامات ترکیهای به این کشور و مواردی از این دست، جملگی توفیق سیاست خارجی ترکیه را نشان میدهد.
چهارم – این موارد دلیل برتری سیاست خارجی این کشور در قیاس با مواضع جمهوری اسلامی ایران نیست اما نشاندهنده نتیجهبخش بودن این اهداف و سیاستها برای تامین منافع ملی ترکیه است. ترکیه در دشمنی با آمریکا، چیزی به دست نمیآورد و این کشور اساسا آمریکا را دشمن تلقی نمیکند. بسیاری از دولتها و مردم منطقه هم این گونه میاندیشند چون پیشینه مناسباتشان با این کشور مشابه مناسبات ما با آمریکا نبوده است. به همین دلیل، اینک ترکیه در بستر مواضع تازه آمریکا به پیش میرود و با سیاستهای این کشور همراهی نشان میدهد. اوباما هم ترکیه را به عنوان الگویی برای کشورهای عربی منطقه معرفی میکند چون میخواهد در مقابل مدلی که ایران از آن سخن میگوید ترکیه را مطرح کند که هم گرایش اسلامی از خود بروز میدهد و هم سیاست اخیر آمریکا برای ایجاد دو کشور اسرائیلی و فلسطینی را تایید میکند و هم از سیاستهای اوباما برای ایجاد تغییر در کشورهای عربی حمایت میکند. این کشور اکنون بهترین الگو برای آمریکاست چون با سیاستهای واشنگتن هیچ تعارضی ندارد، پایگاه در اختیار ناتو قرار میدهد و خود را به اروپا نزدیکتر میکند، در مقابل ایران اسلامی هم مدلی از تلفیق دین و دمکراسی جلوه میکند در حالی که در مدل جمهوری اسلامی، دمکراسی رنگ باخته است، سیاست مهار اسرائیل و نه محو این کشور را که ترکیه پی میگیرد مورد قبول آمریکاست و خلاصه اکنون آمریکا بهتر از ترکیه نمیتواند الگویی برای کشورهای منطقه ارائه کند.
ما اگر به اصول مردمسالاری دینی به صورت جدی پایبند بودیم، آزادی مخالف را به رسمیت میشناختیم، قانون اساسی کشور را به صورت کامل اجرا میکردیم، الگوی جمهوری اسلامی را در همه ابعادش به نمایش میگذاشتیم، از عقلانیت بیشتری در مناسبات جهانی بهره میگرفتیم و به انزوای خودمان کمک نمیکردیم، مدیران ناکارآمد و بیتجربه را جایگزین مدیران استراتژیک و باتجربه نمیکردیم و توسعه و پیشرفت کشور را عملیاتی میکردیم، عدالت را نه در شعار بلکه به صورت یک برنامه به نمایش در میآوردیم و … امروز میتوانستیم الگوی مناسب و همهجانبه برای تحولات منطقه تلقی شویم. متاسفانه مسائل پیش آمده در دو سال گذشته، ایران را از موضع ابرقدرتی ایدئولوژیک و سیاسی خارج کرده و الگو بودن جمهوری اسلامی را دچار خدشه کرده است و به همین دلیل است که مخالفان دولتها در بسیاری از کشورهای عربی، سعی در این دارند که حساب خودشان را از جمهوری اسلامی جدا بدانند و شاید به همین دلیل است که الگوی ترکیه در این روزها، مقبولتر افتاده است.
منبع: نقد زمانه
اشتراک در:
پستها (Atom)































